آدمی گاهی یاد یه چیزایی میفته که هیچ وقت فکر نمیکنه اینا براش لحطه های خاصی باشن که یادشون بیفته ...دلم برای زندایی سابقم و اون روزی که توی اون خونه ی نقلی کوچکشون بودم همون لحظه ای که داییم بلند بلند براش ترانه ی من نیازم تو رو هر روز دیدنه رو با صدای بلند میخواند تنگ شده... همون لحظه ای که برای همیشه حک شد توی قلبم و ذهنم ... حالا دارم همون ترانه رو گوش میدم و دلم خیلی برای اون لحظه تنگ شده... انگار دلم
زندگی قبلی داییم و لحظه های خوش توی خونشون رو میخواد ... آهنگ عوض شد. خواننده داره میخوانه:دل زارم فغان کم کن تو اشک از دیدگان کم کن غم و ناله ز جان کم کن وای چه ناله ها که از دل به راهت نمودم من...
ستر مسطور......
ما را در سایت ستر مسطور... دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 11
تاريخ: دوشنبه
25 بهمن
1400 ساعت: 4:43